پاییز فصل غم
به دلیل سرما خوردگی شدید فعلآ از گذاشتن مطلب جدید منع هستم معذرت میخوام وقتی داشتم به عکسات نگاه میکردمو میسوزوندمش وقتی اشکام میریختن روی شعله های اتیش که خاموشش کنن وقتی ناراحتیه خودمو مخفی میکردم که کسی نفهمه اون موقع فهمیدم چقدر بهت نیاز دارم اما تو به کسه دیگه ای فکر میکردی نمیدونم با عشق جدیدت در چه حالی هستی اما دلم هنوز به یادت زندس چقدر سخته تو چشماي کسي که قلبتو بهش دادي و به جاش يه زخم هميشگي به دلت داده ، زل بزني و به جاي اينکه لبريز از نفرت بشي حس کني هنوزم ديوونشي و دوستش داري چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به ديواري تکيه بدي که يه بار زير آوار غرورش همه ي وجودت له شده چقدر سخته که تو خيالاتت ساعت ها باهاش حرف بزني ولي وقتي ديديش هيچي جز سلام نتوني بگي چقدر سخته که وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه تو خيس کنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز ..... گناه من چی بود؟؟ گناه من عاشقی بود؟؟ گناه من زیاده روی تو ابراز علاقه بود؟؟ گناه من دوست داشتنت بود؟؟ اگه بگم عاشقتم برام میمونی؟؟ اگه بگم دیونتم به من نمیخندی؟؟ اگه بگم بی تو نمیشه نمیخندی؟؟ اگه بگم بغضم گرفته اگه بگم دلم گرفته بازم میری؟؟ من میگم عطر جدایی میاره چون برا من آورده منتظره نظراتت هستم شاید راست میگن آخه با تمام بی معرفتیات بازم مشتاق دیدنت هستم هر چند این دیدنا باعث ناراحتیم میشه واقعآ دیونم من خودم میسوزم و میسازم نگران دلم نباش با گریه ساکتش میکنم نگران چشم نباش به گریه عادت میکنه نگران شکستنم نباش به رفتن عادت میکنه میدونم که نمیدونی هنوز دوستت دارم میدونم که نمیدونی هنوز با دیدنت دست و پام میلرزه میدونم که نمیدونی هر روز دعا میکنم ببینمت میدونم که میدونی برا دیدنت هرروز جلوتم میدونم که نمیدونم چمه
| Design By : Night Skin |


